السيد حيدر الآملي

مقدمه 40

جامع الأسرار ومنبع الأنوار

بنا بر اين در جريان اين بخش دوم از دورهء عراقي ، حيدر آملى بيش از هر چيزى به تحرير تفسير كبير قرآن در هفت مجلد ( شمارهء 30 كتابشناسى ) مشغول بود كه برابر گفتهء خود وى بيش از شرح فصوص الحكم كه نام تفسير در آن ذكر شده در سال 777 هجرى به پايان رسيده است . از آن پس حيدر آملى به تحرير نص النصوص يا شرح فصوص الحكم ابن عربى ( شمارهء 34 ) پرداخت كه به نظر أو اثرى الهام شده بود زيرا كه پيامبر آن را در ملكوت دريافت كرده و در رويا به شيخ أكبر منتقل كرده بود . حكمت شيعى چنين مواردى از الهام را بعد از بسته شدن دايرهء نبوت پذيرفته و توضيح مىدهد . اگر در مقدمات اين شرح ، حيدر آملى از اين اثر همچون اثرى در گذشته سخن مىگويد معناى اين ، آن مىتواند باشد كه مقدمات بعد از شرح نوشته شده و يا تحرير جديدى از همين مقدمات در دست است . بنا بر اين ما ديگر نمىتوانيم مانند مدرس تبريزى « 26 » بگوييم كه رسالهء العلوم الإلهية ( شمارهء 19 ) در سال 787 به پايان رسيده است . ترديد نيست كه اين اثر ، خلاصه اى از تمامى حكمت الهى حيدر آملى است كه در اوج پختگى أو نوشته شده است . ما اميدواريم در آيندهء نزديك بيشتر بتوانيم در اين مورد سخن بگوييم زيرا كه آقاى عثمان يحيى نسخهء خطى مؤلف را با مجلدات تفسير به خط مؤلف در كتابخانهء غروى نجف ديده است . پس از 787 هجرى اثرى از حيدر آملى در اين جهان نمىيابيم . اين دوره ، از زمان حملهء تيمورلنگ به مازندران دور نيست و دليلى نداريم كه سيد حيدر هرگز به زادگاه خود باز نگشته است . به هر حال حيدر آملى وظيفهء خود را در اين جهان به طور كامل به انجام رسانده بود . حكمت شيعى يكى از بلندترين كاخهاى انديشه و معنويت خود را مديون اوست .

--> « 26 » - ريحانة الأدب ، ج دوم ، ص 498 . اين مطلب تكرار مطالبى است كه در تمامى تذكره ها آمده است .